قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2409
تاريخ الفي ( فارسى )
و در همانجا خدمت ايشان به پدر خود رسيده خاطر خود را من كل الوجوه از اين سراى فانى فارغ گردانيد . و جازغ بعد از اين واقعه ، از آمدن سلطان متنبّه شده سى هزار سوار ، كه از اطراف ولايات جمع آورده بود ، مستعدّ حرب گشت . و سلطان ايلغار نموده با سى سوار به كنار اردوى جازغ رسيد و از جانبين ، نيران جدال و قتال اشتعال يافت . و چون شب تاريك بود ، جازغ را گمان آن شد كه لشكر سلطان بىنهايت است ، طاق مقاومت نياورده روى به گريز نهاد . متعاقب اين حال افواج سپاه ظفر قرين سلطان رسيده تيغ كين از نيام انتقام كشيده چندان خلايق را از قبيلهء جازغ به قتل رسانيدند كه محاسب وهم از احصاى آن عاجز بود . و چون خاطر از ممرّ قبيلهء جازغ فارغ گشت ، ايلچى [ ى ] را فرستاده قفشت « 1 » را طلب داشت . قفشت مقدم ايلچى سلطان را به اعزاز و اكرام تلقّى نموده در مقام اطاعت و انقياد درآمده تحف و نفايس بسيار به طريق پيشكش فرستاد . سلطان از جريمهء قفشت درگذشته دست تعرّض از ولايت او كوتاه داشت و عنان عزيمت به جانب خوارزم منعطف داشت و از آنجا به صوب خراسان توجّه نموده در اثناى راه قصد طواف مشهد امام ثامن علىّ بن موسى الرّضا ، عليه و آله التّحيّة و الثّنا ، را وجههء همّت خود ساخته و بعد از اداى مراسم طواف ، عنان عزيمت به جانب رادكان منعطف داشت و در آن موضع منزه ، كه نمونهاى از خلد برين بود ، رحل اقامت انداخت و منهيان به اطراف و جوانب فرستاده به احضار لشكر فرمان داد . چون عساكر در ظلّ رايت فتح آيت او مجتمع گشتند ، فرمود تا سريرى از طلا ، كه مشتمل به اصناف جواهر نفيسه مرصّع بود ، نصب كردند و سلطان پسر خود ، ملكشاه ، را امر فرمود كه بالاى تخت قرار گيرد . و سلطان ملكشاه به موجب حكم واجب الإذعان سلطانى بالاى آن تخت قرار گرفت و امرا و اعيان دولت و سادات و علما و قضاة اسلام مجدّدا به موجب فرمودهء سلطان البارسلان به مراسم بيعت سلطان ملكشاه قيام نمودند . و بعد از فراغ از آن از قبل سلطان هر يكى از امرا و اركان و اكابر و اعيان را خلعتى گرانمايه و لايق حال او ارزانى داشته در همان مجلس ، گوش هوش ملكشاه به درر و نصايح و مواعظ گرانبار گردانيد و هركس را به قدر مرتبه به نوازش و بخشش خوشدل و مسرور گردانيده روز ديگر از آنجا متوجّه دار السّلطنهء نيشابور گشت و در آن سرزمين ، بساط عدل و احسان بگسترد . در خلال اين احوال ، ملوك و گردنكشان آفاق مثل صاحب ديار ربيعه و ديار بكر و والى حلب و فرمانفرماى بحرين و غيرهم ، كه تعداد اسامى ايشان طولى دارد ، روى به نيشابور نهاده به درگاه
--> ( 1 ) . م ، ق : نفشت .